لطفا جهت بررسی صحت گواهینامه خود روی دکمه استعلام مدرک کلیک کنید. استعلام گواهینامه

تعریف ارتباطات سازمانی

تعریف ارتباطات سازمانی

 

ارتباطات سازمانی به عنوان رشته ای نو در پهنه علوم انسانی، به سرعت رشد یافته و نظر بسیاری از متفکران علوم رفتاری را به خود جلب کرده است تا جایی که بسیاری از دشواری های سازمانی را تحلیل وبرای آنها راه حل مناسب ارائه می دهد. برخی از متفکران ارتباطات سازمانی که در سالهای اخیر به عنوان مشاور مدیریت به یافتن نارسایی های سازمانی پرداخته اند، بر این اعتقادند که بسیاری از مسائل و مشکلات حاکم بر سازمان از بافت نادرست ارتباطی و عدم توجه به ظرایف ارتباطات سازمانی بوده است و اگر مدیران بر این امور واقف بودند، چه بسا با اثر‌بخشی بهتر و بیشتر، کارهای مربوط به خود را انجام می‌دادند. ارتباطات و نقش آن در تعارض به صورتی بالقوه هم توانایی ایجاد محرک و پویایی در سازمان و کمک به توسعه کمی و کیفی فعالیتهای آن و بالاخره موفقیت آن در دستیابی به مقاصدش را دارد و هم قادر به ایجاد سد و مشکل در راه رسیدن به هدف های سازمان و ایجاد اختلال و نابسامانی در فعالیتهای آن است.

 

روند افزایش دانش در خصوص ارتباطات سازمانی در دهه اول قرن بیست ویکم تا آنجا پیش رفته است که ارتباطات سازمانی را به مثابه ریه سازمان ها دانسته اند که سازمان از طریق آن تنفس می کند و حتی هاکمن بیان می کند: «ارتباطات در درون سازمان وجود ندارد بلکه سازمان یعنی ارتباطات».

 

ارتباطات را به دسته تقسیم کرده اند: ارتباطات ابزاری و ارتباطات احساسی. ارتباطات ابزاری یا ارتباطات رسمی و یا  به عبارت دیگر ارتباطات وظیفه ای را می توان به عنوان ارتباط مستقیم مبتنی بر عملکرد تعریف نمود. همچنین ارتباطات احساسی و یا غیررسمی اشاره به اطلاعاتی دارد که به وظایف نقش سازمانی ارتباطی ندارند.

 

امروزه هماهنگی، برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل و سایر وظایف مدیر بدون وجود سیستم ارتباطی موثر در سازمان قابل تحقق نیست. مینتزبرگ نقش اطلاعاتی- ارتباطی مدیر را در سازمان جزء اساسی ترین نقش های او قلمداد می کند و به طور کل، ریشه بسیاری از مشکلات فردی، سازمانی و اجتماعی را می توان در کمبود ارتباطات موثر، نقش سیستم ارتباطی  یا به طور کلی سوء تعبیر و تفسیرهای ارتباطی جستجو کرد.

 

الگوهای ارتباطی

 

الگوهای ارتباطی را می توان از حیث رسمیت، بازخورد و مسیری که پیام طی می کند تقسیم بندی کرد. براین اساس از حیث رسمیت، ارتباطات سازمانی به صورت رسمی و غیر رسمی قابل بخش بندی و از حیث بازخورد ارتباطات به صورت یک طرفه و دو طرفه قابل تمیز است. از سویی دیگر با توجه به مسیری که پیام طی می کند، می توان ارتباطات را به صورت عمودی، افقی و مورب تقسیم کرد. در ادامه شرح مختصری بر هر یک از این الگوهای ارتباطی خواهد آمد.

 

 

 

ارتباط رسمی وغیررسمی

 

ارتباط رسمی آن است که به طور عمودی یعنی از بالای هرم سازمانی به پایین و یا بالعکس یعنی به طور صعودی جریان پیدا می کند و ارتباط غیررسمی آن است که به صورت افقی در بین واحدها و یا در بین کارکنان هم سطح جاری می شود . افراد به محض ورود به سازمان بنا بر علل مختلف از جمله علایق، سلیقه های مشترک، همفکری ها و … با هم رابطه برقرار می‌کنند و شبکه ارتباطی غیر رسمی را تشکیل می‌دهند. ارتباطات غیر رسمی در سازمان گاهی اوقات آن قدر توسعه می‌یابد که ارتباطات رسمی در آن محو می‌شود. در صورتی که ارتباطات رسمی با اهداف سازمان در تعارض باشند، در راه نیل به این اهداف، اختلال ایجاد می‌کنند و در سازمان تنش به وجود می‌آورند. هرگاه مدیر این گونه روابط را در راستای اهداف سازمان ببیند باید از آنها بهره گیرد و هر گاه آنها را بازدارنده ببیند باید در توقف این روابط بکوشد تا بتواند تنش زدایی کند.

 

ارتباطات یک طرفه و دو طرفه

 

اگر عکس العمل گیرنده نسبت به پیام ابراز نشود آن را ارتباط یک جانبه گویند. ولی چنانچه محیط استقرار به  گونه ای باشد که گیرنده عکس العملها و نظرهای خود را دربارۀ محتوای پیام به اطلاع فرستنده برساند، به این نوع ارتباط دو جانبه گویند. در ارتباط یک طرفه سرعت و دقت کمتری وجود دارد و فرستنده می تواند پیچده تر عمل کند و اشتباهات خود را مخفی کند و برای مواردی مناسب است که برنامه ریزی شده و تکراری است. حال آنکه ارتباط دو طرفه کندتر است ولی دقت بیشری دارد و امکان اصلاح دیدگاه و نظریات، در تعامل متقابل وجود دارد. ارتباط دو طرفه برای امور برنامه ریزی نشده و پیچیده و مواردی مناسب است که غیر تکراری است وعموماً در سطوح عالی سازمان، کاربرد بیشتری دارد.

 

ارتباطات عمودی، افقی و مورب

 

انواع ارتباطات سازمانی از حیث مسیر پیام عبارتند از: الف. ارتباط عمودی ب. ارتباط افقی ج. ارتباط مورب.

 

الف. ارتباط عمودی: شامل ارتباط رو به پایین و ارتباط رو به بالا است. هدف ارتباطات رو به پایین، هدایت، آموزش، درخواست اطلاعات، ابلاغ دستورات مقام مافوق به زیردستان می‌باشد. هدف اصلی ارتباطات رو به بالا این است که اطلاعاتی درباره سطوح پایین تر سازمان به مقامات بالاتر سازمان برساند که شامل ارائه گزارش، پیشنهاد، ادای توضیحات و یا درخواست های مختلف است.

 

در ارتباط رو به بالا هر گاه زیر دست دریابد که سرپرست نسبت به پاره ای اطلاعات واکنش منفی از خود بروز می‌دهد، آن گاه در ارسال آن اطلاعات امساک کرده و یا آنها را تعدیل می‌کند. در ارتباط رو به پایین هرگاه مدیران از دادن اطلاعات واقعی و کافی به کارکنان خودداری کنند، کارکنان اعتماد خود نسبت به آنها را از دست داده و نمی‌توانند پاسخ های صحیحی به پیام های ارتباطی آنها بدهند و این امر باعث ایجاد تنش هایی در سازمان می‌شود. نتایج تحقیقی که درباره اهمیت ارتباطات عمودی در سازمان انجام شده نشان می‌دهد که دو سوم ارتباطات مدیران با کارکنان ارتباطات عمودی است.

 

ب. ارتباط افقی: معمولا شبکه ارتباطی افقی دارای الگویی از جریان کارها در یک سازمان است که بین اعضای یک گروه، این گروه و گروه‌های دیگر و بین اعضای دوایر مختلف برقرار می‌شود. هدف ارتباطات افقی ایجاد هماهنگی و حل مسائل از طریق کانال مستقیم در سازمان است.

 

ج. ارتباط مورب: ارتباط مورب هنگامی صورت می‌گیرد که افراد در سطوح مختلف که رابطه گزارش دهی مستقیم ندارند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.